به تو دلبسته شدم بي تو پر بسته شدم تير عشق تو به قلب من نشست به تو عادت کردم چون دم و بازدمم آري اي بانوي نيلوفري ام من همان شب پره ام
که غم هجر تو را
به يه شمعي گفتم
شمع تا صبح گريست
و شرر زد به تن خسته من
و کنون باز منم شب پره سوخته پر
و سحر نزديک است
اما اينبار دگر مي دانم
و تو هم مي داني
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط |