قرار نبود من نباشم تو شبا خوابت ببره کسی به جز خودم بیاد ناز چشاتو بخره کلید قلبتو کسی قرار نبود داشته باشه عکستو هیچ کسی نداشت حتی اونی که نقاشه قرار نبود به جز خودم کسی موهاتو ناز کنه کسی به جز خودم بیاد درو روی تو باز کنه قرار نبود حتی تو خواب هیچ کسی عاشقت بشه بدونه گریه کردی و مرهم هق هقت بشه قرار نبود جای منو بدی تو قلبت به کسی به جز هوای عشق من باشه تو خونت نفسی قرار نبود تو رویاهات بوی غریبه ای بیاد قرار نبود از نجره ببینی بیرونو زیاد قرار نبود عشق منو گم کنی بین کاغذات قرار نبود مثل همه یه رهگذر بشم برات قرار نبود به جز خودم کسی برات گریه کنه وقتی که بارون می گیره به شونه هات تکیه کنه با اون کسی که اومده تو رو خدا قرار نذار تا وقتی نوبتش رسید راحت بری سر قرار قرار نبود برم ولی قرار شده دارم می رم دیگه قرار نمی ذارم سراغتم نمی گیرم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط |