من كتك خورده ترين حنجره ام ! با صداي پاره پاره توي باد ! ذله از سكوت سايه هاي شب ، دل شكار حرفاي يكه زياد ! من كتك خورده ترين حنجره ام ، خسته از ترانه هاي بي اميد ! پا به زنجير يه خواب يائسه ! خط قرمز روي كاغذ سفيد ! من نفس مرده ترين حنجره ام ! بي نشون سر به مٌهرم مثل راز ! تو كه از غريبه آشناتري ، من اين زخم شكفته رو بساز ! تن تشنه مثل خورشيد ! بي سر زمين تر از باد ! كولي تر از ترانه ! بي پرده مثل فرياد ! همسفره ي جنوبم ! پا بند شام آخــــــــــــــــــر ! يــــــــاغي ترين ستاره ، در اين شب شناور ! منو تا جشن ستاره ها ببر ، كه توي سياهي زندوني شدم ! منو با خبر كن از رمز غزل ، كه اسر حبس پنهوني شدم ى پيش فــانوس شب آيينه بگير ، تا چراغوني شه اين سقف كبود ! ننويس رو برگ اول كتاب ، دوباره يكي بود يكي نبود ! بود من بودن تو بوده و هست ، ببرم تا خلوقت امن يه دست ! شونت رو يه تكيه گاه تازه كن ! تا زمين نخوره اين هميشه مست ! تن تشنه مثل خورشيد ! بي سر زمين تر از باد ! كولي تر از ترانه ! بي پرده مثل فرياد ! تنها تر از سكوتم ! روشن تر از ستاره ! از غربتي رسيدم ، تا غربتي دوباره !! یغما گلرویی ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط |